تبليغاتX
وبلاگ پی سی دانلود 2

وبلاگ پی سی دانلود 2

جدیدترین نرم افزارها و انتی پروکسیها

ایام محرم را به همه شما دوستان تسلیت عرض میکنم

ایام محرم را به همه شما دوستان تسلیت عرض میکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 18:40  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  | 

سخنرانی جنجالی احمدی نژاد در زنجان

محمود احمدي‌نژاد روز گذشته ‏در‏ سخناني بي‌سابقه و غيرمنتظره، هاشمي رفسنجاني را به باد انتقاد گرفت و او را ‏به "توهين به ملت ايران" متهم كرد. وي در پاسخ به هاشمي كه دولت نهم را به "گداپروري" متهم كرده بود،گفت: ‏‏"جيب‌هايتان پر است، شكم‌هايتان سير است و ثروتتان از پارو بالا مي‌رود". وي همچنين هاشمي، خانواده و ‏‏"هم‌حزبي‌هاي" او را به بالا كشيدن يارانه‌ها متهم كرد.‏ رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام چند روز قبل با طرح انتقاداتي در خصوص سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم، ‏مديريت فعلي را "بدترين نوع مديريت" در كشور ارزيابي كرده بود. هاشمي که در همايش "سمپوزيوم بين‌‏المللي ‏ايران 1404" سخن مي گفت از دولت به خاطر انحراف از سند چشم‌انداز، بي‌برنامگي، درجا زدن و شعار دادن، ‏سوء مديريت و به‌كارگيري اقتصاد حمايتي و "صدقه‌اي" كه از آن با تعبير "گداپروري" ياد كرد، انتقاد كرده بود.‏ در پاسخ احمدي‌نژاد كه ديروز در دور جديد سفر هاي استاني خود به زنجان رفته بود، در سخناني شديداللحن به ‏رقيب انتخاباتي خود پاسخ تندي داد كه ناظران سياسي آن را به لحاظ لحن و شيوه بيان و اتهاماتي كه در آن به كار ‏برد، بي‌سابقه تلقي کردند.

 «اگر بدخواهان به حقوق ملت ايران تجاوز کنند اين ملت با چاقوي زنجان دست و پاي آنها را قطع مي کند.»

(اون قسمت هایی رو که احمدی نژاد به ترکی صحبت می کنه من بلد نیستم ترجمه کنم.ممنون می شم اگر کسی در قسمت نطرات زحمت ترجمه اش رو بکشه)

دانلود   2.2MB

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 23:36  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  | 

خدايا ...

 

خدایا به بزرگی اون کسی که امشب شهادتش قسم میخورم که همیشه جز راه تو در راه دیگه ایی قدم نذارم.

 کمکم کن ....

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 1:36  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  | 

عید مبعث پیامبر اکرم(ص) برهمه شیفتگان آن پیامبر عزیز مبارک باد

عید مبعث پیامبر اکرم(ص) برهمه شیفتگان آن پیامبر عزیز مبارک باد

اي جامه بخود پيچيده ‍ـ برخيز و انذار كن  (آيات ١و ٢/ سوره مدثر)

روزگاری بود ميوه اش فتنه، خوراکش مردار، زندگی اش آلوده، سايه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند. تازيانه ستم، عاطفه را از چهره ها می سترد. تاريکی، در اعماق تن انسان زوزه می کشيد و دخترکان بی گناه، در خاک سرد زنده به گور می شدند. و در اين هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ايستاد و زمين در زير پاهای او استوار گرديد.

 محمد به مرز چهل سالگي رسيده بود. تبلور آن رنج مايه ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسياري را در بيرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شايد خداوند بشريت را از گرداب ابتلا برهاند او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مي گذرانيد.

ـ آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق درانديشه بود كه ناگهان صدايي گيرا و گرم درغار پيچيد:

بخوان!

ـ محمد درهراسي و هم آلود به اطراف نگريست! صدا دوباره گفت:‌بخوان!

ـ اين بار محمد بابيم و ترديد گفت: من خواندن نمي دانم.

صدا پاسخ داد:

ـ بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را كه نمي دانست بياموخت.........

و او هر چه را كه فرشته وحي خوانده بود باز خواند.

ـ هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:

ـ مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم!

 و چون خديجه علت را جويا شد گفت:

ـ آنچه امشب بر من گذشت بيش  از طاقت من بود،‌امشب من به پيامبري برگزيده شدم!

خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت:

ـ من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان  مي آورم........

ـ پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد.

 

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد             

                دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت        

                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد


ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا      

                 فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد


بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست  

               گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد


طربسرای محبت کنون شود معمور  

                     که طاق ابروی يار منش مهندس شد


لب از ترشح می پاک کن برای خدا  

                     که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
 

کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود        

                    که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
 

چو زر عزيز وجودست شعر من آری    

                        قبول دولتيان کيميای اين مس شد
 

خيال آب خضر بست و جام کيخسرو      

               بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
 

زراه ميکده ياران عنان بگردانيد        

                 چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 22:28  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  | 

مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند در زندان به سر می برند

مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند در زندان به سر می برند

دکتر مددی - معاون فرهنگی دانشگاه زنجان



مددی ، معاون خطاکار دانشجویی زنجان از زندان آزاد شد و بدینگونه مقامات قضایی مهر خاتمت بر رسوایی حادثه زنجان زدند. اما از سرنوشت دختر مظلوم و بی پناه خبری نیست و سه دانشجوی دانشگاه زنجان نیز مدتی است در حبس به سر می برند و وضعیت نامعلوم آنها باعث نگرانی جامعه دانشجویی کشور شده است . اگر رفتار هوسبازانه مددی در کشور های آزاد و مدرن دنیا که داعیه رسالت اخلاقی و انسان سازانه هم ندارند، رخ داده بود، نامبرده از هستی اجتماعی ساقط شده بود. بلافاصله پس از محرز شدن جرم از دانشگاه اخراج می شد و تا پایان عمر امکان کار در موسسات عمومی را پیدا نمی کرد واز همه مهمتر در زیر آوار برخورد طرد کننده افکار عمومی خرد می شد.

ولی در جمهوری اسلامی ابتدا شاکی تخطئه می شود، پرونده با جابجایی شاکی و متشاکی وارونه می گردد و سپس سوء استفاده فردی ضعیف النفس از موقعیت اداری خودش برای تحمیل خواست نامشروعش از دختری بی پناه، به توطئه ای از سوی بیگانگان تعبیر می گردد که با همکاری دانشجویان دامی اخلاقی برای وی پهن کرده اند تا فضاهای دانشگاهی را بحرانی نمایند! و در نهایت نیز دانشجویان متهم می شوند که با گرفتن مچ مجرم و دفاع از حریم نظام اخلاقی آکادمیک، اشاعه فحشا کرده اند!!!

آخر از این کاراگاه های نابغه باید پرسید، واقعا بحران سازی نیاز به چنین حربه هایی دارد؟ سوء تدبیر ها وبی لیاقتی مدیران انتصابی وزارت علوم به اندازه کافی بحران ساز هست که نیازی به تحریک هوای نفس برخی از مدعیان اصول گرایی نیست.

یا سردار رادان مرد روزهای وحشت پاسخ دهد که وقتی چنین تخلفات آشکاری با سهل انگاری مواجه می شود، چه جای لشگر کشی به خیابان ها و اماکن عمومی در پوشش حراست از امنیت اخلاقی جامعه و تعرض به جوانان به دلیل گناه نکرده است؟

این ظلم و اجحاف آشکار همراه با سرهم بندی کردن پرونده سردار زارعی بار دیگر تایید کننده برخورد ابزاری با مقوله اخلاق از سوی حکومت است. از یک طرف زنان ایرانی بر اساس تفاسیر غیر منطقی، مطلق انگارانه و یکسویه از پاکدامنی و عفاف با ده ها محدودیت نابجا دست و پنجه نرم می کنند. از آزادی برخوردار نیستند تا نوع پوشش و سبک فرهنگی دلخواه خود را انتخاب کنند و به بهانه طرح های امنیت اخلاقی واجتماعی، در خیابان ها مورد اذیت و آزار قرار گرفته و کرامت انسانی آنها پایمال می گردد، اما از طرف دیگر به سادگی از تخلفات بارز و آلودگی وابستگان حکومت به فساد اخلاقی با اغماض و چشم پوشی عبور می شود!

این تناقضات سئوال جدی را به اذهان متبادر می کند که چرا تریبون های حکومتی که هر اتهام ناروا و تهمت آشکاری را نثار زنان و مردانی می کنندکه سلیقه فرهنگی و نظام اخلاقی متفاوتی از آنها دارند ا جایی که به خلاف های آشکار خودی ها می رسند، ناگهان گاردی خطاپوشانه می گیرند و مانند وزیر علوم حضور دختری بی حجاب در اطاقی در بسته با معاون دانشجویی دانشگاه زنجان را بی اشکال می پندارند؟!. حال اگر مورد مشابهی برای یک فرد مستقل و یا متعلق به جریان مخالف اتفاق بیفتد، فریاد واسلامای حضرات گوش فلک را کر می کند، ده ها تجمع زنجیره ای برگزار می شود و از هیچ اقدامی برای ریختن آبروی آن فرد فروگذار نمی گردد.

به عنوان نمونه امام جمعه مشهد که علی القاعده باید پاسدار حقوق افراد و آبروی مومنان باشد، بی پروا زنانی که به دنبال احقاق حقوق انسانی تضییع شده خودشان و رفع قوانین تبعیض آمیز جنسیتی هستند را ” هرزه” می خواند. اقدام هتاکانه وی ضمن آنکه بنا به موازین فقهی مستلزم جاری شدن حد است، خود مصداق بارزی از “هرزگی کلامی” را نشان می دهد.

تجربه حوادث پس از انقلاب به خوبی بطلان ادعای نادرست حکومت در مساوی قرار دادن بی حجابی با بی بند وباری اخلاقی را نشان می دهد. به عبارت دیگر حجاب اجباری نقشی بازدارنده در اعمال منافی عفت ندارد. بلکه بر عکس اعمال نقش قیم مآبی در عرصه فرهنگ واخلاق وتحمیل الگوهای فرهنگی وسبک های پوشش دستوری، وضعیت نابهنجاری را در جامعه پدید آورده است. بررسی آمار بزهکاری های اجتماعی نشان می دهد که متاسفانه تخلفات اخلاقی در شهر های مذهبی که سخت گیری های ببشتری اعمال شده وفضای اجتماعی بسته تری وجود دارد به طور نسبی بیشتر است.

البته باور ها و احکام مذهبی اگر با رضایت قلبی و اعتقاد درونی و بدور از خرافه گرایی از سوی افراد پذیرفته و اجرا شوند، تاثیراتی مثبت در تعالی اخلاقی و رفتاری افراد دارند. منتها در نگرش اخلاقی، ارزش وفضیلتی برای یک نظام اخلاقی خاص وجود ندارد. نظام های اخلاقی عرفی نیز به همین میزان کارآمد هستند. یعنی چون انسان ها با هم تفاوت دارند و به نظام های ارزشی مختلف پایبند هستند، لذا ناگزیر از الگوهای اخلاقی متفاوتی تبعیت می کنند که در عین تکثر مسیری متفاوت را برای تحقق آرمان های اخلاقی و اصول انسانی طی می نمایند. معیار ها و ملاک های اعلام شده و رسمی برای نوع پوشش و رفتار اخلاقی مجاز ضمن آنکه ناقض حقوق شهروندی وسلب کننده آزادی های اجتماعی هستند، فقط یک سلیقه خاص فرهنگی را نشان می دهند و تخطی از آنها لزوما به معنای جرم و فعل غیر اخلاقی نیست.

اما اتفاقات اخیر نشان داد که انگیزه اصلی اولیای امور در چنین تفاسیر مضیق و یکسویه از اخلاق و عفاف زنان، اهداف سیاسی و معادلات قدرت است. اگرچه در ظاهر بر تلقی اسلام فقاهتی از اخلاق و ارزش های انسانی تکیه دارد.

در اصل محدودیت ها و سختگیری ها، وسیله ای برای تثبیت سرمشق های مورد نظر حکومت در جامعه است. رواج بی حجابی و الگوهای دگر خواهانه سبک زندگی در اجتماع، تزلزل و سستی پایگاه اجتماعی و مشروعیت نظام سیاسی را نمایش می دهد و همانگونه که اخیرا یکی از روحانیون گفته است : بد حجابی عملی برخلاف نظام و انقلاب است!
تحمیل مناسبات فرهنگی مورد نظر حکومت، فضای مشارکت و تحرک سیاسی و اجتماعی برای افرادی که نگرش اخلاقی و ارزشی متفاوت با سنت گرایی دارند، را تنگ می کند. خیل وسیعی از نیروهای مدرن و بخصوص زنان بی حجاب به راحتی با توسل به این ملاک های غیر منطقی و مغایر با حقوق بشر از ورود به نمایندگی مجلس، پست های ارشد اداری و مدیریت های بالا در سطوح مختلف جامعه محروم می شوند.
به لحاظ تاریخی هم حجاب اجباری در مراکز عمومی، مقدمه محرومیت اقشار مدرن از مشارکت در حیات سیاسی جامعه در سال های نخستین پس از انقلاب بود.

بنابراین آگاهی نسبت به این برخورد ابزار انگارانه از مقوله اخلاق، دلیل بی اعتنایی برخی از دست اندرکاران امور به نسبت به حفظ سلامت اخلاقی و پارسایی اجتماعی است.

همچنین بی پروایی و جسارت برخی از کارگزاران حکومتی و آلودگی جمعی از آنان به نمونه های حاد و نادر فساد اخلاقی نفوذ این معضل در ساختار نظام را آشکار می سازد که، باعث می شود آنها جرات ارتکاب این اعمال شنیع را پیدا کنند وترسی از مجازات هم نداشته باشند.

از سویی دیگر نظام بسته، نبود سازو کار های موثر نظارت عمومی و وجود حس عدم پاسخگویی وفعال مطلق بودن در عناصر حکومتی و بخصوص نیروهای امنیتی، مستعد رشد چنین ناهنجاری هایی است.

در این میان، گرایش های افراطی تر که بیشتر بر برخورد های اقتدار گرایانه در حوزه اخلاق تاکید می کنند و می خواهند همه را به شکل ارزشی مورد نظر خودشان در بیاورند، به طور نسبی از آلودگی بیشتری نیز برخوردار هستند. مشاهده آمار تخلفات منصوبین دولت اصول گرای احمدی نژاد بخصوص در دانشگاه ها، کارنامه بد تری را در قیاس با دولت ها ی قبلی منعکس می سازد.

البته لازم به ذکر است که نیروهای سالم و پاکدامن نیز در نظام سیاسی وجود دارند و دامان اکثریت بدنه نظام از این اتهامات پاک است به عبارت دیگر نمی توان لزوما قبول مسئولیت در جمهوری اسلامی را به منزله آلودگی اخلاقی در نظر گرفت. ولی شرایط و مناسبات بگونه ای است که آنها توان بازدارندگی ندارند.

تجربه پرونده های اخیر که در گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائیه نیز به تفصیل ذکر شده بود، نشان می دهد که دستگاه قضایی در مجازات خاطیان و جلوگیری از این مفاسد ناتوان است و حتی بخشی از آن نیز آلوده به این معضل است.

تاثیرات متقابل فساد اقتصادی، فرهنگ نوکیسه گی و غارت اموال عمومی نیز به نوبه خود نقش عمده ای در گسترش ناهنجاری های اخلاقی در برخی مسئولین دارد که خود بحث جداگانه مفصلی را می طلبد.

بنابراین با توجه به مباحث فوق، استفاده ابزاری از مفاهیم اخلاقی و مقدسات و سیطره مناسبات اخلاق –قدرت در حکومت همراه با ریاکاری و ترویر بخشی از نیروها و هوادران آن، عامل عمده بیماری کنونی جامعه در ابتلا به ناهنجاری ها و نابسامانی های اخلاقی و اجتماعی است و همچنین با لوث کردن اصل” ارزشمداری اخلاقی”، بی هنجاری ونهیلیسم اخلاقی را ترویج می کند.

در شرایطی که دوران گذار اجتماعی در ایران بواسطه هژمونیک نشدن ارزش های جدید پس از فروپاشی نظام کهن اخلاقی، طولانی شده است، بهره برداری سیاسی از فضیلت های انسانی و اخلاقی و وجود دوگانگی در عمل و ادعا، جامعه را به لحاظ ابتلا به ناهنجاری ها، آسیب پذیر تر می کند.

رها کردن امثال مددی و باز گذاشتن دست آنها در تعرض به نوامیس مردم، اسباب جری تر شدن متجاوزین به حریم باور های اخلاقی را فراهم می کند و با تضییع حقوق مردم و ارزش های انسانی، بیش از پیش اعتماد عمومی نسبت به نفس اصول اخلاقی را متزلزل می کند.

این بی عدالتی ها علاوه بر آنکه کارنامه اخلاقی جمهوری اسلامی را سیاه تر می کند، هزینه سنگینی را نیز نثار جامعه متلاطم کنونی ایران می کند که تابو ها و خطوط قرمز در محدوده “اخلاق اجتماعی و جنسی” در معرض طوفان های ویرانگر شک و تردید قرار گرفته اند.
.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 22:47  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  | 

قیمت اینترنت پر سرعت ایران 16 هزار برابر اینترنت پر سرعت مالزی است

یک شرکت ارائه دهنده اینترنت (ISP) در مالزی اعلام کرد که به کاربران خود پهنای باند با خطوط پر سرعت 224 مگابیت برثانیه را با قیمت تنها 58/1 دلار در ماه ( حدود 1500 تومان ) عرضه می کند.این ISP برای اجرای پروژه این فناوری که BPL نام دارد 14 میلیون دلار هزینه کرده و قرار است 400 هزار مسجد و 60 میلیون کاربر را در سراسر مالزی به خطوط پر سرعت این پهنای باند مجهز کند. با اجرای این پروژه مالزی اولین کشوری خواهد شد که به بیشترین تعداد کاربر این خدمات را عرضه می کند. در حقیقت در حال حاضر گوگل در تکزاس به حدود دو میلیون کاربر پهنای باند با این سرعت را ارائه می کند و در سال 2007 نیز پروژه Corinex BPL محصول IBM در آمریکا اینترنت با سرعت 224 مگابیت بر ثانیه را در اختیار حدود 15 میلیون کاربر گذاشت .

یک محاسبه ساده ریاضی در باره اینترنت پر سرعت مالزی با ایران بیانگر این اعداد است :
سرعت اینترنت پر سرعت مالزی : 224 مگابیت ضرب در 1024 کیلو بیت = 229376 کیلو بیت
سرعت اینترنت پر سرعت ایران : 128 کیلو بیت
نسبت اینترنت پر سرعت مالزی به ایران : 1792 برابر
قیمت اینترنت پر سرعت ایران : هر 128 کیلو بیت در ثانیه به طور متوسط 15000 تومان
قیمت اینترنت پر سرعت مالزی : هر 229376 کیلو بیت در ثانیه معادل تقریب 1500 تومان
مقایسه قیمت اینترنت پر سرعت مالزی نسبت به ایران : حدود 9 ریال در هر 128 کیلو بیت در ثانیه
به این ترتیب می توان نتیجه گرفت قیمت اینترنت پر سرعت ایران حداقل 16 هزار برابر اینترنت پر سرعت مالزی است .
مقایسه ایران و کره جنوبی
چند وقت پیش خبری در روزنامه خراسان منتشر شد مبنی بر اینکه سرعت اينترنت رايگان كره جنوبي حدود ٥٠٠ برابر اينترنت پولي در ایران است . پیش از آن نیز خبر دیگری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر اینکه يك پيرزن سوئدي ركورد اتصال به اينترنت را با سرعت ٤٠ گيگابيت در ثانيه شكست !
برای کاربران ایرانی که تعداد آنها 18 میلیون نفر است و به تنهایی 53 درصد کاربران اینترنت خاورمیانه را تشکیل می دهند شنیدن چنین خبرهایی مثل رویا و آرزو است . چرا که اکثریت قریب به اتفاق این کاربران با خطوط دایل آپ و با سرعت کمتر از 56 کیلو بیت در ثانیه به اینترنت متصل می شوند و تصور می کنند اینترنت یعنی همین ! سرعت قانونی اینترنت ( درست مثل سرعت مجاز در خیابانها ! ) مطابق بخشنامه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات 128 کیلو بیت در ثانیه برای کاربران خانگی است و بیشتر از آن برای سلامتی شان ضرر دارد و مطابق آمار رسمی در سال ٢٠٠٧ تنها ٤٦٥هزار و ١٠٠ نفر معادل ٧ دهم درصد از كاربران ايراني به این نوع از اينترنت کذایی پرسرعت دسترسي داشته اند در حالی که قرار بوده این رقم در سال مذکور به ٩٠٠ هزار پورت فعال برسد ، همچنین براساس برنامه چهارم توسعه قرار است تا پايان سال ٨٨ (پايان اين برنامه) تعداد پورت هاي فعال ADSL به ٥/١ ميليون پورت برسد . بر این اساس ضريب نفوذ اينترنت پرسرعت در ايران فقط ٠١/٠ درصد است . البته تعريف اينترنت پرسرعت نيز در ايران و جهان متفاوت است چرا که حتي سرعت خطوط ADSLدر دنيا تا ٢ مگابيت در ثانيه است!
کیفیت اینترنت ایرانی
كشورهاي توسعه يافته اي مانند فرانسه اينترنت را با سرعت ٣٠ مگابيت بر ثانيه و سوئد با سرعت ١٠٠ مگابيت بر ثانيه، در اختيار كليه كاربران خانگي قرار داده اند.همچنين طبق برنامه اي كه در سنگاپور تدوين شده، قرار است تا سال ٢٠١٠ به هر كاربر خانگي يك گيگا بيت در ثانيه پهناي باند اختصاص يابد. تازه این فقط آمار روی کاغذ است و قطعی های اینترنت و اختلالات کیفی آن در ایران خود حدیث مفصلی است به طوری که ١٩٠ بار قطعي در برخي مسيرهاي شبكه ملي فيبر نوري طي يك سال در مجموع ٧٠ هزار دقيقه قطعي در شبكه زيرساخت ايجاد كرد كه عملا امكان برقراري ارتباطات در شبكه بين المللي و بين شهري كشور را به ميزان ٩٥٧ ميليون و ٦٥٠ هزار كانال/ دقيقه از شركت ارتباطات زير ساخت سلب كرد .
قیمت 50 برابری
مقایسه قیمت اینترنت در ایران با سایر کشورها نیز بیان کننده تفاوتهای محسوس در این زمینه است . در حالی که قیمت اینترنت 128 کیلو بیت در ثانیه ای ایران بین 10 تا 20 هزار تومان در ماه هزینه دارد قیمت اینترنت 224 مگابیت برثانیه ای مالزی تنها حدود 1500 تومان در ماه تعیین شده است . گزارش ها حاکی از آن است که مثلا قيمت يك سرويس256K در ايران تقريبا 2 برابر امارات، 3 برابر مصر و 12 برابر تركيه است! در قیمتهای خرده فروشی، هزینه پهنای باند در ایران تا بیش از 50 برابر قیمت جهانی مي‌رسد.
اینترنت رایگان در عربستان
خبرگزاری عرب‌نیوز چندي پيش خبر داد از این پس تمام ساکنان شهر ریاض می‌توانند به‌صورت رایگان و از طریق خطوط Wi-Fi به‌اینترنت متصل شوند و طرح گسترش خطوط Wi-Fi از مدتي قبل در عربستان آغاز شده و اكنون مقامات دولتی این کشور می‌کوشند هرچه سریع‌تر دیگر شهر‌های خود را به این امکانات مجهز کنند
اینترنت رایگان به دانشگاهها نرسید
صحبت از اینترنت رایگان در ایران بیشتر به یک لطیفه شبیه است و حتی دستور صریح رییس جمهور مبنی بر ارایه اینترنت رایگان به دانشگاهها در مهر ماه سال 1386 تا کنون اجرا نشده و دو وزارت فخیم علوم ، تحقیقات و فناوری و ارتباطات و فناروی اطلاعات هنوز نتوانسته اند چنین طرحی را به مرحله اجرا درآورند. همه اینها در حالی صورت می گیرد که قرار است ایران در افق 1404 به مقام اول علمی و فناوری منطقه آسیای جنوب غربی دست پیدا کند .
جالب است بدانید که در مرکز تهران و درست در بخشی از حاشیه خیابان انقلاب که قرار بود یکی از واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی از اینترنت پر سرعت استفاده کند مشخص شد که هیچ شرکتی در این منطقه پوشش اینترنت ADSL ندارد . وقتی وضعیت تهران این چنین است می شود وضعیت سایر نقاط کشور را حدس زد .
بینش آنالوگ
به نظر می رسد مشکل اصلی در خصوص حرکت لاک پشتی اینترنت پر سرعت در ایران نه مشکلات فنی که نحوه نگرش و بینش مدیران فناوری اطلاعات در کشور باشد مثلا محمد سليمانی وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات ايران معتقد است « کاهش پهنای باند برای مشتريان خانگی مشکلی ايجاد نمی کند چراکه با بررسی های انجام شده کاربران خانگی نيازی به بيشتر از اين رقم ندارند » هیچ کارشناس یا خبرنگاری از جناب وزیر سوال نکرده که چنین نتیجه گیری صریحی بر مبنای کدام کار تحقیقاتی و پژوهشی صورت گرفته و محدودیت زمانی این تصمیم کجا خواهد بود ؟ آیا تا ابد کاربران خانگی ایران نيازی به بيشتر از اين رقم نخواهند داشت ؟ و این سوال که کاربران خانگی مالزی (که یک کشور اسلامی و در حال توسعه شبیه ایران نیز هست و در خیلی از مواقع به عنوان الگوی ایران نیز مطرح می شود ) چه نیازی به اینترنت 224 مگابیت برثانیه دارند که قرار است با قیمت 1500 تومان در ماه به آنها واگذار شود ؟
راهکار کاهش هزینه اینترنت پر سرعت
به گفته علی مولوی کارشناس فناوری اطلاعات هزینه اینترنت در کشور ما نسبت به میزان درآمد سرانه اشخاص ، بالاست و همین امر موجب جلوگیری از گسترش این سرویس در ایران شده است و بالطبع باعث شده در رابطه با میزان دسترسی به اینترنت ، رتبه مناسبی در جهان نداشته باشیم !
اما مهمترین دلیل قیمت بالای این سرویس در ایران را می توان گران بودن پهنای باند مورد نیاز ISP ها دانست که از طریق شرکت فناوری اطلاعات و یا ICP ها تامین می شود . در قیمتهای خرده فروشی ، هزینه پهنای باند تا بیش از 50 برابر قیمت جهانی است . البته نباید منکر هزینه های انتقال پهنای باند به داخل کشور و تقسیم آن در کل کشور شد ، اما با توجه به قیمتهای کشورهای دیگر ، به نظر نمی رسد سطح هزینه ها در این حد بالا باشد ! در صورتی که دولت قصد دارد میزان دسترسی به اینترنت در کشور را بالا ببرد ، شاید ساده ترین راه حل ، کاهش هزینه های پهنای باند باشد ، چراکه در حال حاضر شرکت فناوری اطلاعات به عنوان بزرگترین فراهم کننده پهنای باند کشور ، یک شرکت کاملا دولتی است . شاید بتوان به سادگی با تعیین حاشیه سود 20درصد برای این شرکت ، قیمت پهنای باند اینترنتی را تا حد زیادی کاهش داد ! مساله مهم دیگری که در هزینه نهایی اینترنت برای کاربر نهایی تاثیر گذار است هزینه بالای پخش می باشد . در حال حاضر بیشتر از 40درصد ‌هزینه اینترنت به جیب عاملان پخش می رود که رقم بسیار بالایی است . با راه اندازی سرویس IN در تهران به عنوان بزرگترین بازار مشترکان اینترنتی ، امید می رفت که دست واسطه ها از این بازار کوتاه شده و قیمت اینترنت کاسته شود ، اما متاسفانه شرکت مخابرات استان تهران ، جای واسطه ها را گرفت و حدود 30 درصد ‌از هزینه های دریافتی را بابت ارائه سرویس هوشمند از ISP ها دریافت می کند ! در حال حاضر قیمت یک ساعت اینترنت پر سرعت از طریق شبکه هوشمند ، ساعتی 300 تومان است که از این میزان به ازای هر ساعت 90 تومان برای استفاده از سرویس هوشمند هزینه می شود . جالب اینجاست که ارائه این سرویس ، هزینه ثابتی برای شرکت مخابرات دارد و به نظر نمی رسد هزینه آن با قیمت خدمات ارائه شده تغییری داشته باشد !‌ به هر شکل به نظر می رسد در صورتی که مدیران وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ، عزم جدی برای کاهش قیمت اینترنت در ایران دارند ، باید در وهله اول نظام تعرفه‌ای سرویس های ارائه شده توسط شرکتهای زیر مجموعه را کنترل و تعدیل کنند و اندکی از سودهای سرشار این شرکتها بکاهند .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 13:17  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  | 

رضا كيانيان نامه ای دل سوز برای شادروان خسرو شکیبایی

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

رضا كيانيان بازيگر سينما و تئاتر ايران، نامه ای دل سوز برای شادروان خسرو شکیبایی نوشته است که بسیار خواندنی است.

نامه اي را كه در اختيار ايسنا قرار داده شده است را در زیر می خوانید :
 

سلام خسرو جان
بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!

دو هفته پيش هم كه آخرين جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.

فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمه‌اي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي!
يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.
آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نمي‌دونستيم داري ميري. نمي‌دونم خودت مي‌دونستي يا نه. مي‌گن آدماي خوب قبل از رفتن، حالشون خيلي خوب مي‌شه؛ چون دارن مي‌رن يه جاي خوب. ما از كجا بايد مي‌فهميديم كه اين حال خوب نشانه‌ي چيه؟ هميشه بعد از اين‌كه اتفاق مي‌افته، مي‌فهميم.

ولي فكر كنم خودت مي‌دونستي؛ چون هيچي نگفتي و اون‌جوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي مي‌كردي و ما نمي‌فهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيلي‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نمي‌تونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف مي‌زدي، همه‌ي خداحافظي‌ات مي‌شد همون چند تا كلمه؛
ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر مي‌كنم، مي‌فهمم اين‌جوري بيش‌تر حرف زدي.

من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سال‌ها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنه‌هاي تئاتر مي‌درخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم.
بعدها هم كه تو روي پرده سينماها مي‌درخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم.

يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو "هامون" بودي. من يادمه كه در فيلم "كيمي"، دست منو مي‌گرفتي. كلي حال مي‌دادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم "درد مشترك"، چه بامسما.

ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوه‌هاست. هر قله‌اي رو كه فتح مي‌كنن، مي‌بينن پشتش يه قله‌ي بلندتر هست. من هرچي مي‌دوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اون‌ور. نمي‌دونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اون‌ور برسم، تازه نمي‌دونم در چه وضعيتي ميام اون‌ور.

پس از اون‌ور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اون‌وري‌ها براي اين‌وري‌ها زودتر مستجاب مي‌شه. اين‌جوري كه تو رفتي، كلي "خدابيامرزي" و "يادش بخير" و "حال‌هاي خوب" و "يادهاي خوب" و ... بدرقه‌ي راهته.

من كه شاهدم، خودتم اگه حال‌شو داشته باشي، يه نگاهي به اين‌ور بندازي مي‌بيني.
دست پر رفتي ديگه. مي‌بيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.

البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك.

مي‌دونم اون‌جا كلي از بر و بچه‌هاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن.
ما كه اون دنيا به بازيگري‌مون ادامه مي‌ديم. اون‌جا هم حتما نمايش هست. اون‌وري‌هام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اون‌جا بي‌كار نمي‌ مونيم.
وقتي مردم رو سرگرم مي‌كنيم و حاشون خوب مي‌شه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون مي‌گن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو مي‌ديدند و بي‌اختيار لبخند مي‌زدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم مي‌فهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه مي‌كنن و جاتو خالي مي‌كنن، خدابيامورزيه ديگه.

مي‌بيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه ‌رو بهت داده. پس اون‌طرف هم حتما تحويلت مي‌گيره و مي‌بردت روي صحنه‌ها و پرده‌هاي اون‌جا، كه بازم مردم اون‌ور ببيننت و حالشون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه.

به اميد ديدار
رضا كيانيان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:2  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  | 

اعتراض گسترده مردم به سرعت پائين و قيمت بالاي اينترنت در ايران

اعتراض گسترده مردم به سرعت پائين و قيمت بالاي اينترنت در ايران(شما هم ملحق شويد)

اینترنت پر سرعت و ارزان حق مسلم هر ایرانیست

اين درخواستي است جدي از دولت ايران براي افزايش پهناي باند و سرعت اينترنت و کاهش هزينه استفاده از آن.ملت ايران هميشه در کنار دولت بوده و حمايتش را در شرايط گوناگون از دولت نشان داده.در برابر اين پشتيباني مردم نيز انتظاراتي از مسئولين دارند که بايد مورد توجه قرار گيرد يکي از آنها داشتن اينترنت پرسرعت و ارزان است که در بسياري از کشورهاي عقب تر از ايران نيز ارائه ميشود و ايران در اين زمينه حتي در منطقه خاورميانه و کشورهاي هم رده خود جايگاه بسيار بدي دارد.با نگاهي به سد چشم انداز بيست ساله که در آن موضوعات برنامه هسته اي در کنار دارا بودن مقام اول فناوری اطلاعات در منطقه ذکر شده است و اهميت فناوری ارتباطات اينگونه بيان شده است و جزو شاخصه های پیشرفت و توسعه هر کشوری محسوب میشود واقعا جاي تعجب است که مقامات بالاي وزارت ارتباطات و فنآوري در اظهار نظر هاي واقعا بي مسئولانه اي سرعت 56 کيلو بيت سيستم منسوخ شده dial-up را براي کاربران خانگي و حتي دانشگاهها کافي ميدانند و حد اکثر سرعت را برای کاربران خانگی 128 کیلو بیت تائین کرده اند که با این قیمت های بالا در صد بسیار کمی از مردم توانایی استفاده از آن را دارند.در حالی که در کشوری مسلمان مثل مالزی سرعت 214 مگابیت بر ثانیه با قیمتی حدود 1500 تومان در اختیار مردم قرار دارد.همچنین اظهار ميکنند مردم ايران فقط با اينترنت چت میکنند ونيازي به سرعت بیشتر ندارند در حالي که آيا با اين سرعت کار ديگري هم ميشود با اينترنت کشورمان انجام داد.با این حال کسی که نرم افزاری برای موبایل یا کامپیوترش میخواهد یا مقاله و اطلاعاتی نیاز دارد ساعت ها وقت و هزاران ریال پول صرف میکند تا به هدفش برسد.مردم ایران همیشه با فرهنگ ترین و با شعور ترین ملت ها بوده اند و مسئولین باید نگاه بدبینانه خود را به نحوه استفاده مردم از اینترنت را کنار بگذارند و هرگز هزاران مزیت یک چیز به خاطر چند عیب آن نادیده گرفته نمیشود مسئولان به جای محروم کردن مردم از امکانات جدید به فکر فرهنگ سازی باشند و این یعنی احترام به شخصیت و شعور ملت.
مردم فهیم ایران به خوبی تشخیص میدهند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط .اینگونه عملکرد و اظهار نظر مسئولان در قرن بیست و یکم و عصر ارتباطات مردم را نسبت به دولت دلسرد و بدبین میکند.حال ما کاربران اینترنت در ایران اعتراض خود را به این مسئله بیان میکنیم و خواستار بهبود سریع وضعیت اینترنت در ایران هستیم و مسئولان مربوطه و حتی رئیس جمهور محبوبمان آقای احمدی نژاد باید با دستورات قاطع در صدد رفع این مشکل مردم همیشه در صحنه ایران باشند و در برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت این خواسته ملت را اجابت کند.
در پایان متذکر میشویم که کار نباید به جایی میرسید که مردم دست به اعتراض بزنند و مسئولان خودشان باید نیازهای مردم را بشناسند و رفع کنند چون این کارها و اعتراضات به مسلحت کشور عزیزمان که دشمنان زیادی هم دارد نیست و در مقابل آن هشدار میدهیم که در صورت ترتیب اثر داده نشدن به موضوع اقداناتی که اصلا دوست نداریم عملی شود را به اجبار انجام خواهیم داد.
ملت شریف ایران منتظر خبرهای خوش از طرف شما مسئولین عزیز است.
تعداد امضاهای این قطعنامه خود به خوبی نشان دهنده اهمیت موضوع برای ملت ایران است.

از طرف کاربران اینترنت ایران

برای اعتراض بر روی لینک زیر کلیک کنید
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:50  توسط رامتین(مدیر وبلاگ)  |